درنا بستان داغ دل مردم دردمند را
در اين دنيا كه مردانش ز نامردي عصا از كور مي دزدند.من از خوش باوري اينجا محبت جستجو کردم
اسلام
کفر متحرک به اسلام می رسد
و
اسلام ساکن پدر بزرگ کفر است
!! نوشته شده توسط ايمان
| 19:58 | دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
•
بهشت
پروردگارم ،مهربان من
از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!
در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است
و هر زمزمه ای بانگ عزایی
و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ...
در هراس دم می زنم
در بی قراری زندگی می کنم
و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است
من در این بهشت ،
همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.
"تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی"
"کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم"
دردم ، درد "بی کسی" بود
« دکتر علی شریعتی»
!! نوشته شده توسط ايمان
| 10:55 | سه شنبه بیست و سوم مهر 1387
•


