آنفولانزاي خري!!
آقا اين آنفولانزا هم شده دردسر واسه ما
1.يكي از اولين معايب اين بلا اين ميباشد كه دختر هاي مانكني اين مرز و بوم ديگر نه تنها باربي نيستند بلكه خاله ريزه هم نيستند و از آنجايي كه مردانه اين مرز پر گهر كلن خيلي خوش سليقه هستند
2.به خاطر موضوعي كه در بالا به آن اشاره شد گروه TM خيلي معروف ميشود(به خاطر آهنگ خانم ببخشيد چند كيلويي شما؟)تا آنجايي كه ممكن است حتي اعضاي اين گروه در انتصابات رياست جمهوري منصوب شده و گل و بلبل ديگري رقم بخورد!!
3.از آنجايي كه همه ي شما ميدانيد كه ما در گلستانيم و كلن گل و بلبل و اينا
4.باز هم در راستاي مورد يك به دليل اينكه هيچ دافي در خيابان ديده نميشود
5.زبانها هم كه همين الان لال هستند كه به نظر اين حقير كار, كار انگليسي هاست
اينجانب همچنين از طريق مشاهدات و تحقيقات خود به اين نتيجه رسيده ام كه اين ويروس از طريق تماس با دهان منتقل مي شود(بي جنبه ها اول ادامشو بخونيد بعد قضاوت كنيد
)به همين خاطر به عنوان يك دكتر وطن دوست از شما خواهش ميكنم كه يه چند روزي از زدن مشت به دهان استكبار خود داري كنيد تا اين فتنه ي اجانب خنثي شود در عوض ميتوانيد لگد هاي خود را حواله ي جاهاي بي ناموسيشان كنيد كه طبق بررسي ها ناقل ويروس نيست ![]()
![]()
![]()
بعد ها اضافه شد:امروز ۱۳ آبان است من خوبم شما هم انشاالله خوب هستید و کلن گل و بلبلیست اینجا . امروز بچه ها رفتن مراسم تو دهن استکبار زنون و من از آنجایی که خواب را بر همه چیز حتی ازدواج مقدم میدانم(چه برسد به سیاست)نرفتم .هنوز از مشت زنندگان خبری نیست اگر خبری شد حتمن شما را از نگرانی در می آوریم!دز ضمن خدا امشب را به خیر بگزراند که اصلن تاب دیدن اون موجودات کریه بد قواره ـگارد ویژهـ رو ندارم یهو دیدی رفتم همشون رو زدم لت و پار کردم!!!!!![]()
ما دو دراز سیگار کشندگانیم که ....!!!!

(+۱۸)Binazir
(مقام معظم سروری)Gladiators
بالاخره انتظارها به پایان رسید و آلبوم جنجالی وبسیار زیبای oy از دوست و برادر ما محسن نامجو منتشر شد طبق اطلاعات رسیده ایشان از ملت ایران که این البوم را دانلود میکنند خواسته است که پول این البوم را به حساب موسسه حمایت از کودکان سرطانی ( محک)واریز نمایند
پ.ن
دوستانی که میتواند از ۲۵ سانتیه محسن نامجو رد شوند
خواهشن یه لطفی در حق من بکنن و لپ این بشر رو بکشند به حساب من!!!![]()
دوستان یکی به من یه لطفی میکنه؟ببینید اگه شما خدایی نکرده یه روزی بخواهین یکی رو محکم بکوبید به دیوار احیانن
از چه جمله ای استفاده میکنیین؟
فکر کنید ایشون یه بشر افاده ایهه....است(آقا یکی منو کچل کرده از دیشب هی اس ام اس میده همین جمله رو از من میپرسه!و چون کلن پسر خوبی هستم و کسی رو نمیپیچونم دست به دامن شما شدم تو رو خدا کمک کنین تا تمام موهای سرمو نکنده)![]()
![]()
![]()
اینم تو مایه های زیر نویس
(سحر که حکم قاضی رود به سنگسارت نماز عاشقی را به خون دل وضو کن
)
بعدها اضافه شد:برای روشن شدن اذهان(؟)عمومی به عرض می رسانیم که اون بشری که من رو کچل کرده یه دختره و اون بشری هم که قراره به دیوار کوبیده بشه باز هم یه دختره پس همینجوری که میبینید نباید از فحشهای بی ناموسی و درگیریه فیزیکی کمک گرفت![]()
![]()
همه رفتند کسی با ما نمونده ...!
از امروز به مدت 4 روز تو خوابگاه تنها شدم
حالا جای داره از مادرمان در این صحنه تشکر کنیم طفلی از دیروز که فهمیده من تو خوابگاه تنهام 5485 بار زنگ زده.هرچی بهش میگم گلم من تنها نیستم خدا با ماست(دوغ کشک پنیر؟)باور نمیکنه که نمیکنه!!!هی زنگ میزنه میگه اگه تنهایی پاشو بیا کرمون_ بیچاره هنوز گل پسرشو نشناخته!من ؟تنهایی؟_(مادری دارم بهتر از برگ درخت...)
هوینجوری حال کردم یه عکسی از اتاقمون بزارم تا شما هم حال کنید

پ.ن
1.شما در عکس بالا جسمهای مجهول الهویه ی زیادی میبینید که من به اختصار به توضیح یکی از آنها میپردازم
شما در پای میز کامپیوتر موجودی را میبینید به غایت کریه
که اهالی فن به آن گیتار الکتریک میگویند.آقا اگه یه موجود تو دنیا پر رو تر از من باشه این!هم اتاقیه ملعونه ما رفته این آلت لهو و لعبو خریده که باهاش گوش هر جنبنده ای رو به ف.. میده
(شما که میدونید من بچه ی با ادبی هستم پس حتمن خودتون به این نتیجه رسیدین که منظورم فناست!!)یه صداهای عجیب غریبی میده که بیا و ببین!یه چیزی توی این مایه ها"گیژ گیژ گی___ژ"هرچی بهش میگم آخه آدم آخه بشر آخه خس و خاشاک آخه ای تیم شکست خورده آخه ای ملعون مگه تار رو سه تارو ویلون چشونه که تو رفتی این ساز اجنبی رو خریدی ؟مگه آقا نمیگه که ما نباید به غرب وابسته باشیم؟الله و اکبر....![]()
![]()
![]()
بعدها اضافه شد:به یاد رفیقی که در دانشگاه خود کشی شدلینک دانلود کلیپ
ما همه مساوی هستیم ولی بعضی ها مساوی ترند!!!!

دیروز بعد از ظهر احساس کردم که گوشام یه کم دراز شده و به شدت ویار دیدن فوتبال دارم (به خدا من مردم ولی اون لحظه یه حس خاصی داشتم وقتی اون حس و برای یک بنده خدایی شرح دادم لبخنده موزیانه ای
زد و گفت"اشکال نداره ماههای اول همه ویار دارن
")برای همین ۵ طبقه کوبیدم و رفتم سالن تلویزیون برای دیدن دربیه پایتخت
.یه حس کنجگاویه عمیق داشتم که ببینم بالاخره کدوم یکی می برن.خدا رو شکر مربیها و بازیکنان از همون اول بازی ندای منادی را لبیک گفته واینقدر غشنگ بازی کردن که دیگه نیازی به علی علیزاده تو دقیقه ی ۹۰ نباشه که با یه حرکت هند به سبک مارادونا بازی رو به تساوی بکشونه![]()
به نظر شما دلیل تساویهای پی در پی این دو تیم چیست؟![]()
۱.اصلاح الگوی مصرف![]()
۲.انتخابات و خس و خاشاک و سبز و تولد میرحسین موسوی و اعترافات صادقانه ی آقایان و .....(این گزینه رو جون مادرتون انتخاب نکنین بابا ما هم به خدا زن و بچه داریم
)
۳.هوینجوری
(پیشنهاد من انتخاب این گزینه است البته برای انتخاب این گزینه باید تست اندازه ی گوش بدین.خوشبختانه من تو اون تست قبول شدم)
به برندگان این مسابقه سری کامل بازیهای استقلال و پرسپولیس اهدا میشود![]()

پ.ن
همین جا از همه دوستان وبلاگی که به خاطر دلایلی نمیتونم مثل تابستون هر روز بهشون سر بزنم وکامنت بزارم معذرت خواهی میکنم![]()
دوربین مخفی

جماعتی از نر و ماده در این زیست بوم سیر میکنند و هر از چند گاهی با هم روابطی دارند کاملن دانشجویی و شرعی که به گفته ی اهالی فن با جزوه گرفتن شروع میشود و به جاهایی ختم میشود که این حقیر از گفتن انها شرم دارم همی
.از آن همه شور و شوق انتخاباتی تنها مکانهایی باقیمانده به غایت سوخته که فکر نمیکنم حالا حالاها بنایی بر ساختنشان داشته باشند![]()

البته به لطف دولت مهرورز و حمایت های بی دریغ اهالی فن خوابگاه باز خوابگاه شده است دیگر خبری از دود و خون و شیشه و زخم و فحش برادرانه گارد ویژه و ت....و غیره نیست
و همه ی اینها جایشان را به دوربین های مدار بسته ای داده اند که از بی مانوسی ترین اعمال ما فیلم هایی تهییه میکنند برای مهرورزی دولت مردان مهرورز![]()

کمی هم از ورودی های جدید ـ ۸۸ی ها ـ به عرض شما برسانیم که واقعن حیف است در این جمع بیکار حرفی از آنها زده نشود
در ابتدا از پسرنشان میگویم که انسانهایی به غایت گاگول سبیل فابریک پیراهن رو شلوار و ....(هر چیز زشت و بد ترکیبی که دلتان خواست به این لیست بیفزایید که شما مختارید تا در بزم مایید.
)در عوض از دخترانش هر چه بگویم کم گفتم
که به چشم خواهری بسیار خوبستند(حتی اهل فن آثاری از افسرگیه مذمن در ورودی های ۸۷ دیده اند)
از روز سه شنبه ما فقط یه کلاس رفتیم
.فکر نکنید که این چند روز دنبال یللی تللی بوده ایم که از دستتان دلگیر میشوم
.به من چه که استاد تو زندونه؟به من چه که دانشجوها تو اوینن؟اصن به من چه که سرعت اینترنت بالاست؟به من چه که تمام خوانندگان بی ناموسه غربی آهنگ جدید خوندن؟![]()
پ.ن
دوستان خواهشن این مطالب را جدی نگیرید که بس چرت پرتند
.
![]()
من و خونه خالی 2

در راستاي اينكه خانواده چند روزي ما را تنها گذاشت و به عشق و حال رفت ما هم تصميم گرفتيم تا در يك حركت نمادين مشتي به دهان استكبار كوبيده و يك روز آنها را تنها بزاريم و با دوستان به غايت نزديكمان بريم ددر
.اما به دليل اينكه دسته گلي به غايت بزرگ به آب داده بوديم بابا ديگر ماشين بي زبانش را به ما نداد كه نداد
. هرچه از ما اصرار از او انكار
.تا آخر خودمان از رو رفته و در ماشين دوستان نشستيم كه همانا ننگ بزرگي براي ما بود اما ما خم به ابرو نياورديم
.مقصد سرزمين خوش آب و هوايي بود به نام لاله زار كه تو اين وقت تابستون بسيار حال بر انگيز ميباشند ايشون
.طبيعت بكر و زيبا و اينا(حال كردين ادبياتو).در راه جوانان زيادي ديديم كه اغلب با خانوم بچه هاشون اومده بودن . در يك آن با خود انديشيديم "اينها كه اينجان پس كي مشت تو دهن استكبار ميزنه؟!!!"از اين فكر خود خنده ها كرديم و نعره ها زديم
.به دليل اينكه دوستان ما را فردي بي ناموس نخوانند نميگوييم كه چه ها كرديم و چه ها نكرديم فقط همينو بس كه حالي داد اساسي. در راه گشت و گذارمان خري ديديم به غايت با شعور .به نظر ما بسياري از انسانهايي كه تا به امروز در تلويزيون و تلويزيون و غيره ديده ايم جلويش لنگ مي انداختند
(صاحبش ميگفت هر روز صبح خودش ميره صحرا غذا ميخوره بر ميگرده والله
)دستش درد نكند ما يك دور دور درياچه چرخاند بي منت.(فكر ميكنم خيلي به من وابسته شده بود
)در پايان هم به سبك جنيفر لوپزي وايستاد تا از ايشان عكس بگيرم![]()

پ.ن
در پايان جا دارد كه از ابوسعيد ابولخير و ناصر خسرو به جهت كمك بي دريغشان در جهت نگارش اين سفر نامه قدرداني كنم![]()
در کعبه ما جنگ رسیدن به خدا نیست ...

ما را که به جز توبه شکستن هنری نیست
با زاهد بی مایه نشستن ثمری نیست
برخیز جز این چاره نداری که در این حال
جز جام می و مطرب و ساقی خبری نیست ...
ما خانه بدوشیم ، ما باده فروشیم
جز باده ننوشیم ننوشیم ننوشیم
ما حلقه به دوش حلقه به دوش حلقه به دوشیم
در کلبه ما ، سفره ارباب و فقیرانه جدا نیست
در حلقه ما ، جنگ و نزائی به سر شاه و گدا نیست
ما مطرب عشقیم ...
در کعبه ما جنگ رسیدن به خدا نیست ...
ای زاهد دیوانه ، وا کن در میخانه
مِی زن دو سه پیمانه که ما خورده می و رفته ز هوشیم
باده بده ، باده بده ، باده بده ، باده بنوشیم ...
پ.ن
شعر بالا در حقيقت يكي از تصنيف هاي گروه مستان و هماي است چيه؟ توقع نداريد كه لينك دانلودشو بزارم
بابا يه كم از اون جيب مبارك پول خرج كنيد راهه دوري نميره
!!همين كارا رو ميكنيد كه اون بي ناموس هاي استكبار بهمون ميگن جهان سومي!!
چند صباحيست كه از درد بي موضوعي كيبورد گاز ميگيريم
تازه گي ها فهميدم كه چشمه ي چرت و پرت گوييه درونم خشكيده براي سلامتيش ,صلواتي, سفره اي ,صدقه اي ,كوفتي, زهره ماري,چیزی بدين شايد دوباره فوران كرد اين جماعت را اندكي از زدن مشت به دهان استكبار خلاص كرد والله![]()
امروز داشتم با خودم فكر ميكردم كه ممكنه خبره امشب 20:30 در مورد چي باشه؟
يكي از موضوعاتي كه به ذهنم رسيد اين بود:
"شنوندگان عزيز به گوش باشيد شنوندگان عزيز توجه فرماييد امروز هوينجوري يه هويي قدس آزاد شد و اسرائيل تركيد"بعد هم احتمالن ميگه كه ديگه نيازي به راهپيمايي روز قدس نيست واونايي كه ميان راهپيمايي خسك و خاشاكن و تجاوز
و .....بعدشم جوب و اعتياد![]()
دانشگاه را عشق نیست!!!
1.تو دانشگاه چيزي به نام جيم و ددر وجود نداره كه هر وقت دلتون گرفت با اين كار كمي هيجان به زندگيتون بدين(دانشگاه خودش يه مدل ددر سر خوده كه البته زيادم حال نميده
2.تو دانشگاه اگه كار خلافي بكني باباتو نميخوان موجوداتي دو چشم و دو سر وجود دارن كه به اونا حراست ميگن اين موجودات باباتو در ميارن
3.اين مورد مخصوص پسراست:تو دانشگاه سر كلاس اجازه ي هيچ گونه شوخي بي ناموسيو ندارين چون موجوداتي چشم و گوش بسته در كناردست شما نشستن كه به اونا دختر گفته ميشود كلن اين موجود اجازه هيچ گونه حركت و به شما نميده (جرات دارين صداي صندليتون مانع از يك ثانيه جزوه نوشتن خانم بشه اون موقع است كه ايش و ويش خانوم ميره هوا كه حالا بيا درستش كن
4.تو دانشگاه شما درس نميخوني كلاس نميري حتي در بعضي موارد امتحانم نميدي بلكه تمام اين كارا رو موجوداتي به نام اناث انجام ميدن و شما ازدست رنج اونا به شكل كاملن شرعي استفاده ميكني
5.اگه خوابگاهي باشي كه ديگه گلها چه گل تره مثلن:
5.1.تو خوابگاه 2 دسته افراد زندگي ميكنن يه دسته اونايي كه سيگار ميكشن يه دسته اونايي كه قليون ميكشن!!!
5.2.در يك دسته بندي ديگر تو خوابگاه 2 دسته افراد زيست ميكنن اونايي كه شبها تا دير وقت حكم(يه مدل پاستور)بازي ميكنن و اونهايي كه شبها تا دير وقت شلم ميزنن(يه مدل ديگه پاستور)همون جور كه ميبينين كسي درس نميخونه
5.3.تو خوابگاه هيچ چيز كثيف نيست مثلن خود من 6 ماه تو يه ماهيتابه تخم مرغ درست ميكردم كه هيچ وقت رنگ آب رو به خودش نديده بود در پايان خودش از رو رفت و رفت خودشو شست باور نميكنين؟ والله
پ.ن
به دوستاني كه از نتيجه كنكورشون راضي نيستن توصيه ميكنم كه پست اول وبلاگم رو بخونن و در دل چند فحش به جان مسوولان بدن راحت ميشن تضميني!!!
کش به درد تنبون " کانت " میخوره!

ديروز تو مغازه ي كيف فروشي يه پسر بچه رو ديدم كه مي خواست يه كيف مدرسه بخره ناخوداگاه ياد بچه گي خودم افتادم وقتي براي اولين بار با مادرم به مغازه ي كيف فروشي رفته بودم تا يه كيف براي كلاس اولم بخرم يادش به خير چه قدر چادر مادرمو كشيدم تا بالاخره كيف مورد علاقمو خريدم هميشه عادت داشتم كه وقتي يه چيزي رو تو خيابون ميديدم و مي خواستم اينقدر چادرشو ميكشيدم تا اون بيچاره رو حاضر ميكردم كه اونو برام بخره(ز دست ديده و دل هر دو فرياد...)هميشه رفتن به مدرسه برام جذاب بود يادمه كه از 4 5 سالگي از مادرم ميپرسيدم كه مامان من كي ميرم مدرسه؟اونم يه لبخند خوشگل بهم ميزد و ميگفت به زودي(راستي چقدر دلم براي اون لبخندش تنگ شده)
وقتي كه اولين كيف و دفتر مدرسه رو خريده بودم خدا ميدونه كه چقدر خوشحال بودم دلم ميخواست به تمام دنيا نشونشون بدم روز اول مدرسه رو هم هيچ وقت از يادم نميره من و مامانمو پسر خالم و خالم .يه لباس خوشگل پوشيده بودم و يه شاخه گل دستم بود واقعن كه چه روز هاي با حالي بود .رشته ي افكارم با پس گردني پسر خاله ملعونم پاره شد كه ميگفت "تحفه يكي رو انتخاب كن بريم هوا گرمه"در اون لحظه حاضر بودم تمام داراييمو بدم تا يك دقيقه حس اون پسر بچه رو داشته باشم
اون شب همين طور كه داشتم قدم ميزدم رسيدم به خونه ي مادر بزرگم همون خونه اي كه تقريبم نيمي از كودكيمو اونجا تجربه كردم و خاطرات زيبايي ازش دارم به ياد اون روزها يه ليوان شربت خوردم آخه يه اصطلاحي در مورد من هست به عنوان دلدرد شربتي من به خاطر اين نوع دلدرد تو خوانواده مشهورم هر وقت كه دلم شيريني و شربت مي خواستم به مادرم ميگفتم كه دلم درد ميكنه اونم منو رو پاهاش مينشوند دستشو ميگذاست روي دلم و يه آيته الكرسي ميخوند و يه ليوان شربت بهم ميداد هميشه ميدونست كه دارم دروغ ميگم ولي برق نگرانيو تو چشاش حس ميكردم آخ كه چه روزهايي بود
پينوشت:
باورتون ميشه الآن كه دارم اين مطلب مينويسم اشك تو چشام جمع شده و در حال گوش دادن به آهنگ "دام ميخواد به كودكي برگردم"حسين پناهي خدا بيا مرز هستم اگه يه روزي تو اون دنيا ديدمش لپشو ميكشم كه هيچ يه فرنچ كيس حسابي هم باهاش ميكنم .به نظر من اون يكي از بزرگترين فيلسوف هاي معاصر ايرانه
من می خوام برگردم به کودکی !!
من می خوام برگردم به کودکی !!
دیگه چی؟
کم و کسری نداری؟ دیگه چیزی نمی خوای؟
کمکم کن نازی.
ما باید خوب بخوابیم تا بتونیم فردا , برسیم به کارمون !
اگه ما کار نکنیم چطوری جوراب و شلغم بخریم؟
های, های, به هیچی اعتماد نکن
اگه خواستی از خونه بری بیرون
بی چراغ دستی و بی کلاه و شال , بیرون نرو!
ممکنه , خورشید یه هو سقوط کنه
یا یهو یخ بزنه
ما چرا می بینیم؟
ما چرا می فهمیم؟
ما چرا می پرسیم؟
خودتو میشناسی؟
من خودم یک سایه م.
منو چی؟
یادت می آم؟
سایه ای در سایهء یک سایه.
چت شده یهوکی؟
چیزی نیست!
تو سرم, تو سرم, روی شاخ ممکن , بوف کور میخونه ,
اون ورش تو جادهء ناممکن برف ریز می باره
تو هستی پیچ اضافی آوردم
نمی دونم اون پیچ مال بود یا نبود؟!
گمونم باز فلسفم عود کرده!
آخ خدا مرگم بده! "هگلت"؟
نه بابا !
"هگل" رو یه بار عمل کردم رفت پی کارش,
با پول گوشواره های تو و عینک ته استکانی خودم!
سرت خارش نداره؟ نمی خوای شاخ در آری؟
مگه من کرگدنم؟
آدمی چون عاقله به شاخ نیازی نداره!
البته یادم هست
این که ما مستعد تبدیلیم.
نگاه کن!
منو فرشته می بینی؟
نه بابا! تو آدمی
رنگ چشمم؟
میشی
قد؟
قد یه سرو!
اصل و تبار ایرانی.
ما چرا دماغمون پنگوله؟ رنگمو قهوه ایه , پاهامون باریکه؟
چون که از نژاد زرتشت هستیم.
خسته ای از هیات رنگینم؟
نازی جان ....
مرغ عشق از کفسش دررفته
شیرین خانم تو حموم سونا حوصلش سر رفته
اون هم فرهادش
دیش شو داده به اسمال آقا
جاش یه دیزی خورده بی نعنا , بی نعناع
مفشو رو گل رز فین میکنه
قسم بخور....!
جان.....سکوت....!
بیباکی یا بزدل؟
می ترسی از فردا؟
روز نو , روزی نو؟ راه نو , گیوهء نو؟
می ترسی؟
می دونم!
باز داری جوش می زنی که زبونت لال لال , یه وقت ارسطوم نباشه.
واه واه واه...!
افاده ها طوق طوق
سگا به دورش وق و وق
خودشو با کی طاق میزنه؟!
خودمو با کی دارم طاق میزنم؟
ارسطو آدم بود , دندون داشت , تو خونش آهن بود ,
مثل یک سنگ که آهن داره , وقتی که خواب کم داشت ,
چشماش قرمز می شد,
فلسفه یعنی رنج!
افتخاره که بگی رنجورم؟
رنج یعنی خورشید !
اگه خیلی دلخوری از اغراق , رنج یعنی فرمول !
رنج یعنی امکان
رنج یعنی خانه
یعنی شربت و قرص و دوا
رنج یعنی یخچال
رنج یعنی ماشین
سنگ چخماق بهتره یا کبریت؟
پیه سوز روشن تره یا چاچراغ؟
تلفن راحت تره یا فریاد؟
وقتی فهمیدم زمین , توی تسبیح کرات , یکدونه ست....
جنسش هم از خاکه
سنگش هم جور واجوره , ماهی و علف داره , بهار و پائیز داره ,
خیالم راحت شد.
دیگه وقت زایمان , نمی ترسم از " آل" ,
چون به بازوی چپم , سرم خون می زنند
نمی ترسم از غول
نمی ترسم از سل
چون که در کودکی واکسینه شدم
خوشبختم , خیلی هم خوشبختم.
کار کردن یه چیز و خوشبختی یه چیز دیگه ست !
عاشق خرابه و تاریخی؟
کاروانهای شتر , خمره های کهنه , سکه های زنگار؟
یعنی چه این حرفا؟
شرق ذهنت , ابن خلدونت نیست؟
تو اصلا ویرانه می بینی تا برای سوسمارش جا تعیین بکنی؟
من گفتم ویرانه , منظورم تجزیه بود , جای سوسمارش هم تحلیلم.
حالیت نیست؟ مثل این که بعضی چیزا حالیمه!
کهنه در برکهء نو غلت می زنه و نو میشه!
قلبت بهتر از چشات می بینه؟
چی چی یو؟
حقیقتو؟
حقیقت یه لحظه ست: تفسیر یک تعبیره
نمی شه یه لحظه رو کشش بدیم؟
کش به درد تنبون " کانت " میخوره!
کش یعنی سردرد ! کش یعنی سیگار , کش یعنی تکرار ,
کش یعنی لیسیدن یک کاغذ بی مصرف که یه روز لای اون
شکلات پیچیده بود.
ما چرا می بینیم؟
ما چرا می فهمیم؟
ما چرا می پرسیم؟؟؟؟؟
چند دقیقه بعد نوشت:
۱.ممکنه با خوندن شعر بالا چیزی دستگیرتون نشه ولی اگه این شعرو یک بار با صدای خود شاعر گوش بدین میفهمید که بشر چه بشريه!
۲.در ضمن در هنگام نظر دادن در مورد عكس ما به جوب و اعتياد فكر كنيد!!!!!!
خریت!!
در راستاي خريت خود تصميم گرفتيم كه به مزخرف گويي خود ادامه داده و مشخصات همسر ايده آل خود را بنويسيم شايد يكي پيدا شد بياد مارو بگيره![]()
![]()
1.همسر آينده ي من بايد قدش دقيقن 176 سانتيمتر باشه(چون من علاقه وافري به عشقولانه بازيهاي ايستاده دارم اگه قد عروس خانم از اين كوتاهتر باشه بايد روي صندلي بايستد _قد ما 186 سانت_)
2.وزنش بايد 55 كيلوگرم باشد چون اگه يه كم بيشتر باشه عمرن نميتونم بلندش كنم
(اونقدر كه قد و وزن برام مهمه زيبايي ظاهري مهم نيست)
3.فرزند اولمون بايد پسر باشه(اين ديگه مشكل خودشه)
4.پسرم بايد شير خشك بخوره(اصلن حوصله جر و بحث با بچه ي خودمو ندارم_اسمايلي تماميت خواهي_
)
5.بايد عينكي باشه _ترجيهن از اين عينك خوشگلا داشته باشه
_
6.قبل از آمدن به خانه شوهر انواع و اقصام اعمال جراحي روي صورت وديگر جاهاي بي ناموسي رو انجام داده باشه(نه به اين خاطر كه خوشگل تر بشه ها نه !به خاطر اينكه پول عرق ريزي اين حقير رو به ف...نده_منظورم فنا بود_
)
7.بايد پلي استيشن بلد باشه خفن(خوب اوقات بيكاريمون چيكار كنيم!!!
)
8.همين ديگه چيزي يادم نمياد
بعد نوشت:ديدي خاك بر سر شدم همسر آينده من بايد طرفدار بارسا باشه از پرسپوليس متنفر باشه و به ا.ن راي داده باشه(حالا اين موضوعات چه ربطي به هم دارن بماند
)
در راستای یک اتفاق نوشته شد:
رو در رو
براي اعتراف به کليسا مي روم
روي در روي علفهاي روئيده
بر ديوارکهنه مي ايستم
و همه گناهان خودم را يکجا اعتراف مي کنم
بخشيده خواهم شد به يقين
علفها بي واسطه با خدا سخن مي گويند

